jallilvand 
نام : چنگیز جلیلوند
سال تولد : 1315
محل تولد : شیراز
مدرک تحصیلی : پایان تحصیلات متوسطه (دیپلم در ایران+برخی مدارک تکمیلی تحصیلی در خارج از کشور)


  

فعالیت ها و نحوه ورود به دوبله

 

چنگیز جلیلوند در سال 1315 در شیراز  بدنیا آمد (در چند منبع و از زبان وی آمده است که تولدش  1319 و 1316 بوده و نام خانوادگی اش بخاطر گم شدن شناسنامه چندینjaliilvand2 بار در همان اوان کودکی دچار تغییر شده است از رضائی و جلیله وند بگیرید تا حلیوند که در نهایت، یک نقطه زیر آن گذاشته شد و تاریخ تولدش از 1314 و 1315 به 1319 تغییر یافت). بقول خودش بچه ی محله دروازه سعدی شیراز است. 7 یا 8 ساله بود که بهمراه خانواده راهی تهران شد و در خیابان ری تهران (و به روایتی خیابان خراسان) سکنی گزید. تحصیلات را در دوره ابتدائی در مدرسه انوشیروان و دوره دبیرستان را در دبیرستان پهلوی گذراند. در دوره دبیرستان به دیدن فیلمهایی که در ایتالیا دوبله میشدند میرفت و علاقه او به دوبله از همین زمان شکل گرفت. صدایی که او را شیفته خود کرد صدای مرحوم نصرت الله محتشم در فیلم فاتح بود. صدای خوبش صدائی خداداده بود چنانکه پدرش نیز صدائی رسا داشت و  شریک یک کارخانه آرد بود (درجای دیگری اشاره کرده است که پدرش مهندس راه بوده و بعضا بعنوان مترجم مهندسان روسی کار میکرده و بخاطر سفرهای متعدد به شیراز رفته و در آنجا عاشق شده و ازدواج کرده است) . وقتی در دبیرستان مشغول تحصیل بود (در کلاس نهم یا دهم) با دیدن یک آگهی اموزش هنرپیشگی در خیابان لاله زار که توسط استپانیان درج شده بود و اساتیدی چون دکتر والا ، دکتر کاووسی و جنتی عطائی در آن تدریس میکردند اولین گامهای خود را بسوی بازیگر شدن برداشت. کلاسها چنان سخت بود که در نهایت او ماند و داوودی و تهامی نژاد.

اولین نمایش خود را در نقش ذخیره اکبر مشکین (در زمان غیبت وی) بازی کرد و در دومین کار با عنوان افیون در حدفاصل سالهای 1336 و 1337 با مدیریت دکتر والا روی صحنه برد. جائی که سارنگ نقش اول مرد بود و توران مهرزاد نقش اول زن و جلیلوند بعنوان بازیگر ذخیره نقش اول در کنار گروه تمرین میکرد. در این نمایش نیز در زمان غیبت سارنگ ، جلیلوند بجای او بازی کرد. دستمزدی که بابت این نقش آفرینی چنین حضوری در اولین گام از دکتر والا گرفت 100 تومان بود (آنهم جائی که دستمزد معمول آنها یک تومان بود). او در این دوره با هنرمندانی چون تفکری و وحدت نیز همکاری داشت.
jalilvand4
در سال 1338 دیپلم گرفت و از خدمت سربازی هم معاف شد. وی برای ورد به دانشگاه در رشته کشاورزی دانشکده ورامین پذیرفته شد اما بخاطر علاقه به تئاتر و بُعد مسافت به آن دانشکده نرفت. مجددا دوبار در کنکور سراسری در رشته مورد علاقه خود ( تاریخ و جغرافیا) آزمون داد که پذیرفته نشد و از ادامه تحصیل منصرف شد (البته در خانواده چنان تلقین کرده بود که مشغول تحصیل است! درحالیکه در تئاتر فعالیت میکرد) . در همان سالها برای اولین بار و به دعوت هوشنگ مرادی ، به استودیو آژیرفیلم (که متعلق به ساموئل خاچیکیان و دکتر شاهرخ رفیع و ژوزف واعظیان بود و یکی از فعالیتهای این استودیو دوبله فیلم بود ) و درست مقابل دانشگاه قرار داشت گام نهاد. مرادی از او خواست تا در یک فیلم جمله ی "تیر افتاد" را بجای یکی از بازیگران اجرا کند. با چندبار اشتباه در نهایت جمله را ادا کرد و بخاطر این جمله 30 تومان هم دستمزد گرفت. پس از یک سال گویندگی در نقشهای فرعی در نهایت در اواخر سال 1339 در اولین نقش اول خود در فیلم سگ و مادرزن بجای شرلی لوتر صحبت کرد. و پس از نشان دادن استعداد خود در نقشهای اول تثبیت گردید. در همان سالها در نقشهای اولی چون ماکسیمیلیان شل در شیرهای جوان (به مدیریت منصور متین صحبت کرد که خود متین در همان فیلم بجای مارلون براندو صحبت کرد. در دوبله مجدد که پس از سالها صورت گرفت جلیلوند بجای مارلون براندو  و ماکسیمیلیان شل - هر دو - در این فیلم صحبت کرد. در این فیلم متین 2500 و جلیلوند 300 تومان دستمزد گرفتند.)و یول برینر در بسته مرموز را اجرا کرد که مورد توجه قرار گرفت. وی به دوبله فیلمهای ایرانی هم کشیده شد و در اولین گام بجای ویگن در چشمه عشاق در سال 39 صحبت کرد.

 

فعاليتهای دیگر

- بازی در تئاتر در آغاز فعالیتهای هنری1225jalilvand5
- بازی در سینما و تلویزیون در مقاطع مختلف پیش و پس از انقلاب
- حضور در رادیو ارتش در پیش از انقلاب و ارائه نمایشهای رادیوئی (که عمدتا خود در نقش فرماندهان نظامی ارائه نقش میکرد)
- حضور در کلاسهای آموزش دوبله (نظری و عملی) - بعنوان مثال وی درحال حاضر در یکی از موسسات هنری با 2ماه (32 ساعت) دوبله را تدریس میکند
- حضور در تبلیغات و آگهی های تلویزیونی

بازیگران مشهوری که او بجای آنها صحبت کرده است

تاریخ دوبلاژ ایران کمتر ستاره ای را بیاد دارد که بجای اکثر ستارگان سینما صحبت کرده باشد. ستارگانی که حضور هرکدام در هر فیلم کافی بود تا فروش آنرا تضمین کند. 4f1c1c65de99aa401ff2ed4b8fd42cb6چنگیز جلیلوند گوینده ای است که شما کمتر ستاره درجه یک تاریخ سینما را بیاد خواهید آورد که صدای او (حتی در یک فیلم) بجای آن هنرپیشه مرد ثبت و ضبط نشده باشد. او بجای برخی از آنها گوینده ثابت بود و برخی دیگر را که گویندگان ثابت دیگری داشت گهگاه گویندگی میکرد. جلیلوند هرگز ابائی نداشت کهرابرت ردفورد مقامی یاکرک داگلاس کاملی ، یا جیمز استوارت طهماسب ، یاکلینت ایستوود مظفری ، یا آنتونی کوئین اسماعیلی یا حتیجان وین دوستدار را گویندگی نکند. او بی محابا و گاه بدون رخصت به خیل فیلمها میزد و هر آنچه از فیلم و بازیگر بود را یکجا (و بقول یک کشاورز) درو میکرد. او آنقدر نبوغ داشت که حتی تمام قواعدی که گویندگان ثابت آن فیلمها روی آن بازیگرها رعایت میکردند را نیز با شیوه خود رعایت کند و حاصل کار را در اوج نگه دارد. از سوی دیگر در فیلمهائی که او صحبت کرده است در اکثر موارد در نقشهای اول ظاهر گردیده و نقشهای دومش نیز همواره در ردیف و به موازات نقشهای اول بوده است. او در دوره تاپ خود هرگز در نقشهای سوم و چهارم  یا سیاهی لشکر گویندگی نکرده است. اگر نقشی را در رده دوم گویندگی کرده به خواست ( یا اصرار) کارگردان یا وارد کننده فیلم و یا علل دیگری بوده که خواست خود وی در آنها کمتر دخیل بوده است (از گویندگی اش در نقش جیمز کان در دوبله اول پدرخوانده بگیرید تا گویندگی اش بجای جمشید مشایخی در نقش ناصر الدین شاه در سریال سلطان صاحبقران). در دوبله اول پدرخوانده آنچنانکه خود وی ادعا دارد ، کمپانی سازنده و وارد کننده فیلم به ایران خواستار دوبله نقش مارلون براندو (پدرخوانده) توسط جلیلوند بوده است و حتی تست گویندگی وی نیز بعمل آمده لیکن به دلیل برخی اختلافات بین خود جلیلوند ، مدیر دوبلاژ و وارد کننده فیلم در نهایت محمود نوربخش بجای براندو صحبت کرده است. در صحت و سقم این ادعا  ( با دو تضاد ( پارادوکس ) : قهر و کناره گیری وی از دوبله این فیلم + حضورش بجای جیمز کان ) جای شک و شبهه باقی است.

گویندگیهای وی بجای مارلون براندو در نوع خود یکی از بهترین تیپ سازیهای دوبلاژ ایران است. اون این صدای تودماغی بسیار مردانه و با صلابت را اولین بار در دوبله اول زنده باد زاپاتا (به مدیریت عطاالله4c23cc57c318ff4e976c14402fd32d59 کاملی) اجرا کرد و برخی از گویندگان آن دوره ادعا دارند وی برای رسیدن به این صدا از یک گیره که برای بستن سوراخهای بینی استفاده میکرد بهره جست (هرچند خود وی ادعا دارد بدون هیچ وسیله ای و در همان لحظات ابتدائی، این صدا را ساخته و پرداخته کرده است). این شکل از گویش در دوبلاژ ایران کمتر توسط دیگران تکرار شده است و مختص خود جلیلوند است . بعنوان مثال نوربخش و ناظریان در دوبله های اول و دوم پدرخوانده با تقلید از این ابتکار جلیلوند بجای براندو صحبت کردند.

گویش او بجای پل نیومن یک گویش صاف و ساده با صدائی زیبا و جوان است که بعدها همان را در دهان فردین گذاشت. شخصیت شوخ و شنگ و زبل و چهره زیبای پل نیومن در اکثر فیلمهایش به مدد صدای جلیلوند و زیبائیهای منحصر به فرد این صدا تطبیقی عجیب در دوبله دارد بطوریکه کمتر گوینده چون ایرج ناظریان (در مرد) جرات کرد بجای نیومن با شکلی متفاوت و بسیار پخته صحبت کند و در این امر موفق هم باشد. گویندگی جلیلوند در گربه روی شیروانی داغ و اتوبوسی بنام هوس (در کنار ژاله کاظمی) در حد یک شاهکار است.

گویش او بجای ریچارد برتون با صلابتی فوق العاده و اجرائی موثر و دقیق (آنچنانه صدای زیبای خود برتون و چهره مردانه اش) اقتضا میکرد صدای کسی چون جلیلوند بجای او بنشیند که به گواهی آثارش جلیلوند در این خصوص بسیار موفق بوده است. اجرای او در چه کسی از ویرجینیا ولف میترسد (بازهم در کنار ژاله کاظمی) اجرائی بیادمانی و فوق العاده است. همچنین گویشهای بی نقصش بجای برت لنکستر که تیپی مشابه آنرا اجرا میکرد صلابت یک مرد را دوشادوش این دوستاره بی بدیل سینما در نقشهای ماندگارشان استحکام بخشیده است. هرچند به گمان عده ای ایرج ناظریان نیز بجای این دو بازیگر نیز عملکردی فوق العاده و بی چون و چرا داشته است. صدای جلیلوند همچنین بجای گریگوری پک در پرده نقره ای خوش نشسته و ماندگاری خاصی دارد . هرچند گویشهای گویندگان بزرگ دیگر ایران بجای این ستاره سینما نیز به هر ترتیب قابل ستایش بوده است.

 

jalilvan6



در بین بازیگران خارجی او گوینده ثابت بازیگرانی چون مارلون براندو (در اتوبوسی بنام هوس، تعقیب ، در بارانداز- دوبله اول  ، دزیره ، کنتسی از هنگ کونگ ، زنده باد زاپاتا- در هر دو دوبله ، بسوزان ،tramva سایونارا ، وحشی ، مردان- دوبله اول، میسوری از هم می پاشد و ... )  ، پل نیومن (در برنده ، هارپر، تابستان گرم و طولانی ، جنگ سری هری فریک ، نوع جدید عشق ، کسی آن بالا مرا دوست دارد ، رنگ پول ، پرنده شیرین جوانی ، مامور مکینتاش ، جایزه ، گربه روی شیروانی داغ ، بیلیاردباز ، پول توجیبی ، پرده پاره ، آسمانخراش جهنمی ، بوچ کاسیدی و ساندانس کید ، تیرانداز چپ دست ، نیش ، تبانی و ... ) ، ریچارد برتون (در هتل بین المللی ، غازهای وحشی ، کلئوپاترا ، رام کردن زن سرکش ،  تماس مدوزا ، چه کسی از ویرجینیاولف می ترسد ،قلعه عقابها، همراسیمت آزاد است ، دکتر فاستوس و ..) ، برت لنکستر ( در برو به اسپارتها بگو ، گذرگاه کاساندرا -دوبله اول، مرد نیمه شب ، هفت روز در ماه می-دوبله اول، یوزپلنگ-دوبله اول ، اولتیماتوم ، ده مرد رشید-دوبله اول ، پرنده باز آلکاتراز-دوبله اول ، محاکمه در نورنبرگ ، از اینجا تا ابدیت ، المرگنتری-دوبله اول ، جدال در اوکی کورال - دوبله دوم، وحشیهای جوان ، حرفه ای ها ، وراکروز ، ترن- دوبله اول ، نابخشوده-دوبله دوم، جزیره دکتر مورو ، خوی حیوانی- دوبله دوم ، موسی و ... ) ، پیتر اوتول(در کازینو رویال ، کاترین کبیر ، لورنس عربستان -دوبله اول و سوم، تازه چه خبر پوسی کت ، مردی از لامانچا ، کتاب آفرینش ، شیردر زمستان و ... ) و ماکسی میلیان شل (در محاکمه در نورنبرگ ، جولیا ، پلی در دوردست ، صلیب آهنین و ... ) بوده است و بیشترین فیلمهای بازیگرانی چون دین مارتین (در ریوبراوو - دوبله دوم، تگزاس آنسوی رودخانه ، یازده یار اوشن ، خرابکاران ، غارتگران ، چهار نفر عازم تگزاس و ...) ، استیفن بوید (در مردی بنام نون ، بن هور ، گل شیطان و ...)، گریگوری پک  (درکشتن مرغ مقلد ، کشور بزرگ ، مرگ یک تیرانداز ، قرارداد شرافتمندانه ، طلای مک کنا ، توپهای ناوارون - دوبله دوم، ماه تعقیب کننده و ...) و یول برینر (در هفت دلاور- دوبله دوم ، طغیان مرگ ، دعوت به تیراندازی ، سلیمان و صبا ، گل شیطان ، افعی ، جدال طولانی و ... ) را گویندگی کرده است.

marlonnهمچنین وی بجای بازیگرانی چون
آنتونی کوئین (در زوربای یونانی -در دو دوبله ، فرمان گمشده و ...) ، ارول فلین (شاهزاده و گدا و ...) ، استیو مک کوئین (در فرار بزرگ - دوبله دوم ، ... ) ، الیور رید (شکوه شاهانه و ...) ، باد اسپنسر (در پنج مرد خشن و ...) ، پیتر سلرز (کازینو رویال و ...) ، پیتر فالک (پنه لوپه) ، ترنس هیل (آقای بیلیون ، اسم من هیچکس- دوبل اول، و ...) ، تلی ساولاس ( شهر وحشی ، شب بخیر خانم کمپل ، ...) ، جان اگار (دژ آپاچی) ، جان وین (چه کسی لیبرتی والانس را کشت - دوبله دوم ، الدورادو - دوبله دوم ، مرد آرام ، و ...) ، جک پالانس (شین - دوبله سوم ، ...) ، جک نیکلسون (میسوری از هم می پاشد ، ...) ، جورج س اسکات (رولز رویس زرد ) ، جولیانو جما ( در بن و چارلی و ...) ، جیمز استوارت (در طناب و ...) ، جیمز دین (در غول) ، جیمز فرانسیسکاس (در گربه 9 دمو ...) ، جیمز کابرن (در چاه شماره 3 ، صلیب آهنین ، دوران سخت و ...) ، جیمز کان (در پدرخوانده - دوبله اول ) ، چارلتون هستن (در 55 روز در پکن ، کله الماس و ...) ، خوزه فرر (در 9 ساعت به راما ) ، درک بوگارد (در پلی در دورست ، ...) ، دونالد ساترلند (درحالا نگاه نکن و ...) ، دیک وان دایک (در مری پاپینز ، چیتی چیتی بنگ بنگ و ...) ، دان تیلور (در آیوانهو - دوبله دوم و ...) ، رابرت ردفورد (در گتسبی بزرگ ، والدو پیر بزرگ و ...) ، رابرت شاو (در نبرد تانکهاو ...) ، راجر مور (در فریاد شیطان و ...) ، رابرت میچم (در تنگه وحشت و ...) ، راد تیلور (بشکه باروت و ...) ، pulnewmanراک هادسن (دراجتماع عقابها ، ایستگاه قطبی زبرا ، غول و ...) ، راد استایگر ( در جیبی پر از دینامیت و ...) ، روی شایدر (در آرواره ها) ، ریچارد ویدمارک (در وحشت در خیابانهاو ...) ، ریچارد جانسون (در خارطوم) ، ریچارد هریس (در جاگرنات و ...) ، ژان پل بلموندو (در کلاهو ... ) ،سیلوستر استالونه (در بی مصرف ها3 و ...) ، شون کانری (در پلی در دوردست ، ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی ، رابین و ماریان ، چادر قرمز ، الماسها ابدی اندو ... ) ، عمر شریف (در مایرلینگ ، چنگیزخان و ...) ،فرانک سیناترا (در قطار سریع السیر فون رایان ، شیطان در ساعت 4و ...) ، فرانکو نرو (در جانگو و ...) ، کاری گرانت (در شمال از شمال غربی و ...) ، کلارک گیبل (در دسته فرشتگان ، مردان رشید ، برباد رفته - دوبله اول و  ...) ، کلینت ایستوود (در بلوف کوگان ، قاتلی بر فراز آیگر ، خوب بد زشت - دوبله اول ، هری کثیف - دوبله اول ، روهاید ، جوزی ولز یاغی ، هنگ جانبازانو ...) ، گری کوپر (در دالاس و... ) ، لارنس الیویر (در خارطوم و ...) ، لی ماروین (در شکار مرگ ، 12 مرد خبیث ، فریاد شیطانو ...) ، لی وان کلیف(درمردان بد رودخانه ، جدال در راه سخت و ...) ، مایکل کین (در ربوده شده و ...) ، مل گیبسون (در بی مصرف ها 3 ، تقاص و ...) ،ویکتور ماتیور (در هانیبال و ...) ، هریسون فورد (در ایندیانا جونز و جنگهای صلیبی و ...) ، کرک داگلاس (در موش و گربه ، یک جدال ، قهرمانان تلمارک - دوبله اول ،مرد بی ستاره ، نوری بر فراز لبه دنیا - دوبله دوم ، وایکینگ ها- دوبله سوم ،فاجعه در سال 2000 ، دلیجان آتش ، گروه تعقیب و ... ) ، بروس ویلیس (در شاهزاده و .... ) ، و ده ها هنرپیشه طراز اول جهان گویندگی کرده است.



جلیلوند در کنار دوبله آثار خارجی ، ید طولائی در دوبله فیلمهای ایرانی پیش از انقلاب داشت. به ندرت میتوان فیلمی ایرانی را دید و صدای جلیلوند را در آن نشنید. او بجای اکثر بازیگران طراز اول فیلمفارسی صحبت کرده است که به نمونه هائی از آنها اشاره میشود.

اشاره نخست به گویشهایی که جلیلوند در آنها نقشی اساسی و اصلی (ثابت) داشته است:

بجای محمدعلی فردین در تمام فیلمها (بجز تعدادی اندک) . فیلمهائی چون :

فریاد نیمه شب ، زنها فرشته اند ، موطلائی شهر ما ، فردا روشن است ، ببر کوهستان ، انسانها ، جهان پهلوان ، خوشگل خوشگلا ، ساحل انتظار ، امیذارسلان نامدار ، طوفان نوح ، مردی از جنوب شهر ، خشم کولی ، بهشت دور نیست ، گدایان تهران ، راز درخت سنجد ، گنج قارون ، قهرمان قهرمانان ، دنیای پرامید ، مرد هزار لبخند ، میعادگاه خشم ، کوچه مردها ، قصر زرین ، راز درخت سنجد ، ایوب ، آقای قرن بیستم ، نعره طوفان ، مردی از تهران ، عشق و انتقام ، طوفان برفراز پترا ، حاتم طائی ، همای سعادت ، جهنم به اضافه ی من ، قصه شب ، جوانمرد ، بابا شمل ، ناجورها ، مسیر رودخانه ، برفراز آسمانها ، قرار بزرگ ، مردان خشن ، تعصب ، یاقوت سه چشم ،سکه شانس ، شکوه جوانمردی و ...
jalilvand8
توضیح اینکه صدای جلیلوند بیش از هر بازیگری بجای فردین خوش نشسته است. مردم ایران آنچنان با صدای جلیلوند بجای فردین مانوس بودند که هرگز تاب شنیدن صدایی دیگر بجای این هنرپیشه محبوب را جز جلیلوند نداشتند و اکثریت مردم معتقد بودند صدای فردین صدای خود اوست. وقتی ایرج دوستدار در فیلم جبار سرجوخه فراری با صدای خاص که با طنز هم همراه بود بجای فردین صحبت کرد این فیلم عملا در گیشه شکست خورد و تهیه کننده فیلم دست به دامن جلیلوند شد و فیلم مجددا با صدای جلیلوند دوبله شد. جلیلوند اولین بار در فیلم فریاد نیمه شب بجای فردین صحبت کرد .هرچند کسان دیگری نیز بجای فردین صجبت کردند اما هیچکدام در تطبیق لحن و شخصیت جوان و با شور و نشاط فردین که در صدای جلیلوند بشکلی خدادادی مستتر بود موفق نبودند. از جمله افرادی که بجای فردین صحبت کردند میتوان به منوچهر اسماعیلی (در برزخیها ، غزل و جهنم زیر پای من) ، عطاالله کاملی ( در گرگهای گرسنه ) ، ایرج ناظریان ( در مواظب کلات باش و شکست ناپذیر) ، منوچهر زمانی (در یک خوشگل و هزارمشکل) ، سعید شرافت (در طلای سفید و دختری که فریاد می کشد) ، سیامک یاسمی(در  چشمه آب حیات - خود جلیلوند اعتقاد دارد این محمدعلی زرندی بود که در این فیلم بجای فردین صحبت کرده است) و ... اشاره کرد. به همین سبب سهم عمده ای از دریافتی فردین بابت بازیگری در فیلمها به جلیلوند تعلق میگرفت. برخی این سهم را بین30 تا 60 درصد دستمزد فردین در نوسان میدانند). خواننده فردین ، ایرج بود اما گهگاه خود جلیلوند مجبور میشد برخی سکانسهای کوتاه را خود شخصا آوازخوانی کند. وی حتی در چند فیلمی - مانند مردانه بکش - که فردین در خارج از کشور بازی کرد نیز گویندگی کرده است. تیپی شاد و در عین حال مردانه که وی بجای فردین ابداع کرد یکی از بهترین نمونه های تیپیک دوبلاژ در تاریخ سینمای ایران و درعین حال تاثیر و نقش یک گوینده در بازی یک سوپراستار بازیگری در سینماست).

اما ماجرای این که جلیلوند بجای فردین نشست چه بود؟ جلیلوند وقتی بجای پل نیومن در فیلم یکی آن بالا مرا دوست دارد با صدای عادی و معصومانه خودش حرف زد این صدا مورد توجه سیامک یاسمی (کارگردان) قرار گرفت و بلافاصله فیلمی با موضوع جنوب شهری (احتمالا آقای قرن بیستم) و با حضور فردین ساخت و از وی دعوت کرد با همان لحنی که بجای نیومن صحبت کرده بجای فردین صحبت کند... که این صدا عجیب روی این بازیگر و این نقش نشست و پس از آن این صدا متعلق به فردین شد.

 

بجای ناصر ملک مطیعی در عمده فیلمها مانند:
jalilvaknvamalakmotii
کاکو ، بابا شمل ، قصاص ، پل ، نقره ، کلیه آنسوی رودخانه ، عروس استانبول ، عبور از مرز زندگی ، اوستا کریم نوکرتیم ، پاشنه طلا ، مردها و جاده ها ، مردان ، نقره داغ ، مهدی مشکی ، همت ، مرز زندگی ، شیخ صالح ، فرار از حقیقت ، ابرام در پاریس ، سالار ، یک پارچه آقا ، غلام ژاندارم ، قصه دلها ، جاده زرین سمرقند ، علی بی غم ، طوقی ، مرید حق ، مردان خلیج ، سرگروهبان ، خاطرخواه ، مهدی مشکی ، قصه دلها ، مرید حق ، مرد ، قلندر ، سراب ، دشمن ، شورش ، ابرمرد ، صلات ظهر ، ناخدا ، اخم نکن سرکار ، آتش جنوب ، دو مرد خشن ، کلک نزن خوشگله ، سرباز ، ده بومی کوچک ، شیخ صالح ، سینه چاک ، شادیهای زندگی ما ، بت ، چلچراغ و ...

جلیلوند در اکثر فیلمهای ناصر ملک مطیعی بجای وی صحبت کرده است. تیپ لمپنی و جاهل مسلک که وی بجای ملک مطیعی ابداع کرد یکی دیگر از تیپهای فوق تاریخ دوبلاژ ایران است که بعنوان یک شاخصه این نوع تیپها بعدها مورد تقلید گویندگان دیگری قرار گرفت که بجای خود ناصر یا شخصیتهای babashamalمشابه با کلاه های شاپو صحبت کردند. نبوغ جلیلوند یويژه در فیلمهایی نمود عینی داشت که همزمان بجای فردین و ناصر صحبت میکرد (مانند باباشمل) و هر دو تیپ را بشکلی حیرت انگیز در اجرا رعایت میکرد که نشان از تسلط شگرف وی بود.
گویندگان دیگری که بجای ملک مطیعی صحبت کردند عبارت بودند از ایرج ناظریان ، منوچهر اسماعیلی ، پرویز بهرام ، منوچهر زمانی ، نصرالله مدقالچی ، جواد بازیاران و خود ملک مطیعی هم در ابتدای دهه 30 که دستی در دوبله داشت بجای خود در فیلمهای اولیه صحبت کرد. اگرچه اکثر این گویندگان بخوبی از عهده کار برمی آمدند و بطور مثال ناظریان در قیصر ، مدقالچی در برزخیها و بهرام در سلطان صاحبقران مافوق تصور بودند اما صدای جلیلوند همواره روی ملک مطیعی بواقع ترکیبی خاص و استثنائی بوده است.

بجای ایرج قادری در اکثر فیلمها مانند :

پشت و خنجر ، برادرکشی ، حکم تیر ، بن بست ، بیگناه ، لیلاج ، ناخدا باخدا ، شاهراه زندگی ، بی حجاب ، موسرخه ، کوسه جنوب ، طغیانگر ، سرسپرده ، دوکله شق ، دشت سرخ ، بسترهای جداگانه ، رابطه ، سوگند سکوت ، خشم عقابها ، جدائی ، قفس ، ترکمن ، دکتر و رقاصه ، عمو فوتبالی ، هوس ، هدف ، خشم عقابها ، شاهرگ ، رفیق ، آژیر خطر ، دلهای بی آرام ، پلنگ در شب ، سینه چاک ، جان سخت ، برای که قلبها می تپد ، بی نشان ، بیداد در شهر و ...

بجای قادری گویندگان دیگری نیز مانندایرج ناظریان ، حسین عرفانی ، منوچهر اسماعیلی ، سعید مظفری و حتی منوچهر نوذری نیز گویندگی کردند اما تیپ نه چندان خاص جلیلوند (که گویشی بین فردین و ناصر بود و بعضا در برخی فیلمها دچار تغییرات اندکی نیز میشد) بازهم بیشتر از هرکس دیگری بجای قادری خوش می نشست. تیپ بسیار مردانه و گاه عصیانگر قادری به مدد گویشهای فوق العاده جلیلوند ، همواره دریادهاست.

بجای مرتضی عقیلی در اکثر فیلمها مانند :

موسرخه ، بیداد در شهر ، مروارید ، جای امن ، گلهای کاغذی ، استوار و پاسبان ، تعقیب تا جهنم ، پشمالو ، خانواده سرکار غضنفر ، مردها و نامردها ، غریب ، قربون زن ایرونی ، پاپوش ، غول ، آقای جاهل ، دشمن ، جنوبی ، سلام برعشق ، شورش ،مسافر ، ناجورها ، هرجائی ، دکتر و رقاصه ، در شهر خبری نیست ، سیاه بخت ، بی گناه ، جایزه ، هوس ، هم خون ، گروگان ،  قفس و ...

نوع بازی و شخصیتهایی که مرتضی عقیلیجای آنها ایفای نقش کرد عمدتا جوجه جاهل یا وردست لاتها و جاهلهای اصلی فیلم بود. به همین جهت جلیلوند با تیزهوشی خاصی نوعی صدا برای این شخصیت ابداع کرد که نه جدی بود ، نه طنز بود ، نه با صلابت بود و نه زمخت، در عین حال همه اینها بود و بعضا از استفاده از لحن تودماغیی که از گویش بجای مارلون براندو ابداع کرده بود به آن اضافه میکرد. شوخ و شنگ بودن ، ادای کلمات گاه به مقتضای زبان عوام و گاه پرکش و قوس و گاه با ضرباهنگی شدید و گاه نازک و گاه عادی را یکجا در شخصیتی چون مرتضی عقیلی گرد آورد. گویندگان دیگری چون نصرالله مدقالچی ، منوچهر زمانی ، فتح اله منوچهری ، ناصر طهماسب ، ایرج ناظریان و حتی خسروشاهی و نوذری هم بجای عقیلی صحبت کردند اما بازهم صدای جلیلوند بیش از هرکس دیگری به این شخصیت این بازیگر عجین گشت.

بجای منوچهر وثوق در عمده فیلمها مانند:

زخم خنجر رفیق ، باهم ولی تنها ، حکم تیر ، کاکو ، نواب ، قایقرانان ، نانجیب ، مغربی ، مکافات ، سرگروهبان ، روسیاه ،زن باکره ، در آخرین لحظه ، هرجائی ، دروغگوی کوچولو ، مسافر ، پری خوشگله ، تهمت ، این دست کجه ، کینه ، هیچ کی بابا نمیشه ، رقیب ستیز ، زیبای پررو ، انگشت نما ، آلوده و ...

اگرچه ایرج ناظریان از گویندگان خاص منوچهر وثوق بود و در رقابت با جلیلوند هردو تقریبا به یک اندازه به جای این بازیگر صحبت کردند و اگرچه گویش جلیلوند بجای این شخصیت شکل متفاوتی از سایر کارهایش نبود ,  و عمدتا بشکل جدی و گاه تودماغی ، صداها ادا میشد اما بازهم میتوان جلیلوند را گوینده محبوب منوچهر وثوق دانست.

بجای بهروز وثوقی در عمده اکثر فیلمها مانند:

لیلی و مجنون ، طوقی ، بت ، بت شکن ، نفس بریده ، ماه عسل ، کندو ، ذبیح ، همسفر ، ممل آمریکائی ، ایمان ، دور دنیا با جیب خالی ، بیست سال انتظار ، امروز و فردا ، دشنه ، فرار از تله و ...

همه اهالی سینما میدانند که گویندگی بجای بهروز وثوقی بعلت تنوع نقش ها و نوع بازی این بازیگر قهار چقدر میتواند مشکل باشد. کمتر گوینده ای جرات کرده است بجای این سوپراستار بازیگری تاریخ سینمای ایران گویندگی کند و یا اجازه چنین جراتی به وی داده شده است. صرفا دو گونیده دیگر توانستند از عهده هنرنمائیهای وی برآیند که یکی از آنها منوچهر اسماعیلی (در فیلمهائی چون سوته دلان ، داش آکل ، قیصر ، رضا موتوری ، خاک و ...) و دیگری منوچهر زمانی (در دالاهو ، خداحافظ تهران ، گرداب گناه ، هنگامه و ...) بود. حسین عرفانی در تنها فیلمی که بجای وثوقی صحبت کرد (کاروانها) نمایش ضعیفی داشت و در مابقی فیلمها خود وثوقی بجای خودش صحبت کرد (مانند تنگسیر ، گوزنها ، گرگ بیزار ، سازش ، لذت گناه ، قهرمانان ، دختر ولگرد ، صدکیلو داماد ، دختر گمشده و ...).
کار جلیلوند در برخی فیلمها که بجای وثوقی صحبت کرد در حد شاهکار است. بطور مثال در طوقی (اثر علی حاتمی) که خود ، مدیریت دوبلاژ این فیلم را نيز برعهده داشت و همزمان بجای ناصر ملک مطیعی و بهروز وثوقی صحبت میکند در صحنه ای که سید مرتضی (بهروز وثوقی) با حالتی مست جلو آینه با دیالوگی طولانی از عشق خود به طوبی (آفرین عبیسی) داد سخن میدهد ، یکی از شاهکارهای دوبله ایران را خلق میکند که شاید بتوان گفت از بازی وثوقی نیز پیشی میگیرد: ... راحتت کنم ، دست آقا مرتضی افتاده دست یه الف دل. چی بگم ، حکم ، حکم اونه ، نالوطی. اینا رو نخونده بودم. این دیگه چجورشه حیرونم. یه آدم گنده باس بشه نوچه یه وجب دل ... دختر شیرازی دل ما رو بردی ، بردی دل ما ، غم ما نخوردی ...

جلیلوند در کنار گویشهای اصلی خود بجای ستارگانی که به نام آنها اشاره شد کم و بیش بجای دیگر بازیگران بزرگ ایران هم صحبت کرد که گویندگان اصلی آنها کسان دیگری بودند. بطور مثال وی بجایسعید راد( بطور مثال در سفرسنگ ، سالومه ، تیغ آفتاب و ...) ، بجای رضا بیگ ایمانوردی ( در یک مرد یک شهر ، عصیان ، میلیونرهای گرسنه ، نفس گیر ، کاکل زری ، علی بابا و ...) ، بجای فرامرز قریبیان (در چشم انتظار) ، بجای جمشید مشایخی (در سوته دلان ، شازده احتجاب ، سلطان صاحبقران و ..) ، بجای بهمن مفید (در حیدر ، رشید ، نامحرم ، کیفر ، توبه و ...) ، بجای آرمان (در دلهره) ، بجای چنگیز وثوقی (در سه نفر روی خط و ...) ، بجای داود رشیدی (در خروس) ، بجای عبدالله بوتیمار (در خروس جنگی و ...) ، بجای گرشا رئوفی (در هلوی پوست کنده ، جنجال عروسی و ...) ، بجای جمشید مهرداد (در مرغ همسایه و ...) و دیگران صحبت کرده است.

با عنایت به این نکته که وی پس از انقلاب و در اوج دوبله فیلمهای فارسی در دهه 60 و 70 هجری در ایران و دوبله فیلم حضور نداشت متاسفانه بسیاری از نقشهای فیلم آنزمان ایرانی که میتوانست صدای جلیلوند را در خود بیادگار داشته باشد با صدای گویندگان دیگر دوبله شد و عملا 20 سال از هنرنمائیهای وی (که در اوج رها شد) از دست رفت. شاید اگر جلیلوند در 20 سال اول پس از انقلاب در ایران بود اکثر نقشهای اکشن جمشید هاشم پور یا بازیگران تراز اول ایران با صدای او در خاطره ها مانده بود. او زمانی به ایران بازگشت که عملا دوبله فیلمهای ایرانی کنار گذاشته شده بود و صدابرداری سرصحنه جای آنرا گرفته بود اما با این وجود وی در دوبله فیلمی چون جرم (ساخته کیمیائی) پس از سالها مجددا در دوبله یک فیلم ایرانی (بجای حامد بهداد - که خود شیفته جلیلوند است) صحبت کرد.

 

jalilvand7

 

عملکرد وی در دوبله

زندگی چنگیز جلیلوند را باید در 3 دوره و عملکرد وی در وادی هنر را  باید در 2 دوره (پیش از سفرش به خارج از کشور و پس از حضور مجددش) بررسی کرد.

 

دوره اول هنری (و زندگی)

وی در دوره پیش از انقلاب که دوره اول حضورش در دوبله است در حد ستاره ای بی چون چراست. در واقع امپراطوریی که وی با صدای خود در دوبله برای خود ساخته بود فراتر از عملکرد سایر ستارگان دوبله بود. وی در دهه های 40 و 50 ستاره بی چون و چرای دوبله فیلمهای داخلی و خارجی بود. بزرگترین ستارگان تاریخ سینمای ایران و جهان وقتی از فیلتر صدای او رد میشدند عظمت و ابهت می یافتند. به جرات میتوان گفت جلیلوند مشهورترین ، باصلابت تریت ، مغرورترین و پردرآمدترین گوینده دوبله در پیش از انقلاب  بود ضمن آنکه آثارش  در رده بهترین آثار دوبله ایران هستند. صدای او در این دوره ترکیبی از نبوغ تک تک گویندگانی بود که هرکدام در بخشی از کار مهارت داشتند. زیبائی صدایش در جایگاه زیباترین صداپیشگان ایران (همچون کاووس دوستدار و خسرو خسروشاهی) بود. مهارتش در تیپ سازی کم از منوچهر اسماعیلی و ناصر طهماسب نداشت. بداهه گوئیها و مزه پرانی هایش کم از ایرج دوستدار و حمید قنبری نبود. صلابت صدایش را گاه میتوانست به سطح ایرج ناظریان برساند. او نابغه ای بود که کمتر گوینده ای قادر بوده است در طول تاریخ هنری خود به این سطح از توانائیها رسد. وی استعداد را چاشنی توان کرد و جایگاه خود را در دوبله ایران چنان ثبیت کرده بود که همواره یکی از سه فوق ستاره دوبلاژ ایران از او نام برده میشود. خود وی اذعان دارد که نامبر وان (نفر اول) دوبله است و این خود حکایت از همان غروری است که در آن هم سرآمد است. آثار او در دوبله در تمام دوره 20 ساله ای که پیش از انقلاب فعالیت کرد همگی در سطح بالائی از توانائی است. چه آثاری چون شیرهای جوان که در نخستین سالها دوبله کرد و چه در فیلمی چون غازهای وحشی و شعله که در واپسین روزهای دوره پیش از انقلاب در آنها حضور داشت. چه در نقشهای دوم مانند بن هور یا ال سید و چه در نقشهای اول مانند بیلیاردباز یا دزیره. او هرگز ابائی از گویندگی در نقشهای دوم نداشته است اما به جرات میتوان میتوان گفت نقشهای دوم وی به لحاظ سطح بازی بازیگر کم از نقشهای اول نبوده و این انتخابها نشان از هوش وی دارد.

 

دوره دوم زندگی

او در سالهای اول پس از پیروزی انقلاب به ایالات متحده آمریکار رفت ،آنچنان که خود میگوید سروسامان دادن به زندگی فرزندانش بود که در انگلیس تحصیل میکردند. در آمریکا یک موسسه شستشو و خشکشوئی لباس دایر کرد. همزمان یک رستوران مکزیکی هم در شهر کوچک کالج تاون (که 20 هزار جمعیت داشت و شهرکی دانشگاهی در دالاس بود) افتتاح کرد. جالب اینکه بواسطه گران بودن  تعمیرات ماشینهای لباسشوئی در آنجا ، وی در خصوص آموزش و تعمیر ماشین لباسشوئی هم دست بکار شد و به زودی در این حرفه نیز مهارت یافت. بعدها و پس از ازدواج فرزندانش به دالاس مهاجرت کرد و نزد تقی جاویدنیا (که رستورانی بزرگ همراه با فروش فرش و فروشگاهی دیگر در دالاس دارد) و در بخش فروش محصولات فرهنگی مانند کتاب و سی دی و نشریات مشغول بکار شد ...  اما علاقه به عشقش دوبله که از آن دور مانده بود موهایش را خیلی زود سفید کرد و بقول خودش گاه حرکاتی از او سر میزد که همسایگان لقب دیوانه و عرب را به او داده بودند. به دلیل علاقه مفرط به نظامیگری در همانجا کلاسهای تیراندازی ،  را هم سپری کرد ، قهرمان ماشین سواری با تراک شد ،  به کلاسهای آشپزی و هتلداری رفت و حتی با هواپیمای تک نفره هم پرواز کرد. او علاقه خاصی به طبیعت و مخصوصا کوه و جنگل و عدد 27 و شیک پوشی ، تغذیه خوب و کنترل وزن خود دارد. علاقه خاص او پوشیدن لباس نظامی و بازی در چنین نقشهائی در تئاتر یا سینما یا تلویزیون است. او اذعان دارد در سال 47 درآمدش سالیانه بالای 500 هزار تومان بود اما هرگز به فکر اندوختن ثروت نبود و علت مهاجرتش به آمریکا (علاوه بر موضوعات اوایل انقلاب) ، بالا بردن سطح تحصیلات و تربیت خانواده و فرزندان بوده است.

 

دوره دوم هنری (و دوره سوم زندگی)

دوره دوم حضور وی، مربوط به حضور مجدد او در دوبله  پس از بازگشت از خارج از کشور و از سال 1377 تاکنون است. جلیلوند پس از انقلاب و پیش از بازگشت دائم خود ، تلاشهائی در بازگشت به وطن داشت که همگی ناکام ماند. علت آن در قید حیات بودن محمدعلی فردین اسطوره بازیگری سینمای ایران بود که پس از انقلاب صحبت از وی یا حتی یادآوری صدای وی حتی در دوبلاژ به مذاق برخی خوش نمی آمد. حتی وقتی وی در اواسط دهه 70 برای ملاقات مادر بیمارش در شیراز به ایران آمده بود توسط خسروشاهی در دوبله فیلم دوستان ( ساخته ی شاه حاتمی) بصورت افتخاری بجای یوسف مرادیان صحبت کرد که وقتی مسئولین ارشاد فیلم را برای صدور مجوز بازبینی کردند اجازه اکران داده نشد و علت آنرا چنین گفتند که صدای فردین از فیلم بگوش میرسد. فیلم دوستان مجددا و با صدای کس دیگری دوبله و اکران شد. پس از فوت فردین ، برای حضور جلیلوند بهانه ای نبود و او به وطن بازگشت و عجولانه وارد کاری شد که پشتوانه آن سالها تجربه بود.

پس از مرگ فردین و بازگشت جلیلوند به ایران دور دوم فعالیتهای وی در عرصه دوبله ( و گاه بازی در سینما و تلویزیون) شروع شد. او که سالها از عشقش دوبله به دور بود بی محابا و همچون یک نظامی به دوبله فیلمها حمله برد و با پشتکار و سرعتی عجیب شاید رکورد تعداد حضور یک گوینده در مقطعی از زمان را هم شکست. حضورهای پی در پی و دائم در دوبله اکثر فیلمها ، حضور در نقشهای مختلف ، حضور در انجمن های گویندگان جوان و رسانه های تصویری ، حضور در انجمن گویندگان و گویندگان قدیمی و گویندگی بجای هر نقش و گاه چندین نقش ، از او یک ربات ساخت که بنظر میرسید صرفا با یک تناژ صدا دوبله را هم چون تولید غذا در رستوران یا شستن لباس در خشکشوئی ( که سالها حرفه اش شده بود) می انگارد و آن نبوغ پیش از انقلاب را از یاد برده است پیش می بُرد. بنظر میرسید حضور مجدد جلیلوند در دوبله به حضور مجدد گوگوش در موسیقی شباهت داشت که به مقتضای عجله ، آن نبوغ ذاتی را به فراموشی سپرده است. در 90 درصد  فیلمهائی که وی در دوره دوم حضورش در دوبله ، دوبله شدند خبری از آن تسلط شگرف ، آن تیپ سازيها ، آن تنوع و آن مهارتها نداشت. اگر هم گاهی تیپی میساخت تیپها آن استحکام لازم را نداشتند. شاید گذشت دوره ستارگان سینما دوره جلیلوند قهار را هم به نوعی سپری کرده بود و آنچه میکرد صرفا برای امرار معاش و جنبه های اقتصادی زندگی بود. از سویئی دیگر شاید اگر ایرج ناظریان هم زنده بود در چنین دوره ای چنان عملکردی داشت همچنانکه از اسماعیلی هم طی 20 سال اخیر کارهائی که بتوان آنها را شاهکار و دندانگیر نامید شاید به تعداد انگشتان یک دست هم ندیده ایم. شاید این افول دوبله ایران به موازات کاهش در کیفیت سینما در این کاهشها موثر بودند و جلیلوند در این گیرو دار چندان مقصر نبود اما آنچه بود اینکه ما هرگز آن ابهت ها و غرولند های ریچارد برتون ، آن تودماغیهای مارلون براندو و آن شیطنت های فردین و برت لنکستر را دیگر از از جلیلوند (با آن کیفیت)  نشنیدیم و آنچه شنیدیم صدای عادی خود او روی اکثر شخصیتهای سینمائی و فیلمهای مختلف بود و بس و معدود هنرنمائیهاش هم در این معرکه گم شد و هرگز در یادها نماند. بطور مثال اگر وی در بی مصرف ها3 ، همزمان بجای بجای سه نفر(سیلوستر استالونه ، آنتونیو باندراسو مل گیبسون ) و به سه شکل مختلف صحبت میکند و اگرچه صدای ملک مطیعی (بجای استالونهایرج قادری (بجای باندراس) و فردین (بجای گیبسون) را یکجا و بشکلی اعجاب انگیز در این فیلم پس از40 سال دقیقا با همان شمایل زنده میکند اما واقعا اشکال از کجاست که حتی چنین هنرنمائیهائی هم  نه در ذهن ها می ماند و نه حتی کسی به فکر فرو میرود که جلیلوند با چه شکوهی پس از سالها بازهم همان است که بود؟ آیا روح فیلمها ضعیف تر شده اند ، یا روح جلیلوند و یا هر دو و یا اینکه شنوندگان سخت گیر شده اند؟ کوتاه سخن اینکه علاقمندان و پیگیران به دوبله ، جلیلوند را با شکوه سالها و فیلمهای پیش از انقلاب همواره به یادها سپرده اند. سالهائی که او برای هر نقشی از جان مایه میگذاشت و تمامی گویندگان کنار دستش در هر فیلم (که خود از سرآمدان روزگار بودند) مبهوت آنهمه شکوه و مهارت می شدند.

 

 پس گردنی گوئیها

دوبلاژ ایران ، ایرج دوستدار و حمید قنبری را بعنوان پس گردنی گویان قهار فیلم بیاد دارد اما کمتر کسی این واقعیت را بیاد دارد که یکی دیگر از گویندگان بزرگ ایران که در گویشهای پس گردنی و اضافی نقشی فوق العاده داشته است چنگیز جلیلوند است. جلیلوند اگرچه بشکل ثابت بجای هیچ هنرپیشه ای پس گردنی اجرا نکرد اما به مقتضای فیلم ، شرایط اکران ، خواست مردم و خواست خودش گهگاه و به مدد نبوغ  و درکی که در خود به ودیعه داشته است جملات اصلی ترجمه را تغییر ، کم و زیاد میکرده است. گویشهای وی بجای جان وین )عمدتا در دوبله های دوم فیلمهای او) نمونه بارزی از این عملکرد است. حتی عملکرد وی در فیلمی چون بوچ کاسیدی و ساندانس کید (بجای پل نیومن) که با مقامی و رضائی (در اضافه گوئی) کورس گذاشته اند و یا فیلمی چون نیش (گوش بری) بخوبی موید این واقعیت است. نمونه های ایرانی اش که به وفور در فیلمهای فارسی در یادهاست و شنونده آنها را بخشی لاینفک از فیلمها میداند و هرگز به مخیله اش این واقعیت راه نمی یابد که کجاها را جلیلوند اضافه گوئی کرد و کجاها را خیر.

 

نقض اعتصاب ها

یکی از بدعتهای جلیلوند در تاریخ دوبلاژ ایران عدم شرکت و همنوائی وی در اعتصابهای مختلف دوبلورها در انجمن گویندگان بوده است. کل اعتراض ها و اعتصابها در تاریخ دوبلاژ ایران بترتیب ذیل بوده است:

1- اعتصاب اول در سال 1347 شکل گرفت و علت آن اعتقاد گویندگان حرفه ای و برخی مدیران دوبلاژ بر اجحاف در حق سایر گویندگان بود که معتقد به باندبازی بودند. این اعتصاب در نهایت منجر به وضع قوانین پایه ای در سندیکای گویندگان و تغیر نام آن به انجمن گویندگان شد

2-اعتصاب دوم در اواخر سال 1353 بوقوع پیوست و 9 ماه ادامه داشت.گویندگان اصرار بر افزایش 100درصدی حقوق داشتند. آنها دست از دوبله در سینما کشیدند و عمدتا در تلویزیون مشغول بکار شدند

3- اعتصاب سوم در سال 1355 به مدت 5 ماه بوقوع پیوست که علت آن بازهم اعتراض به میزان دستمزد بود.واردککندگان فیلم و وزارت فرهنگ و هنر برای مقابله با گویندگان حرفه ای ، تعدادی از دانشجویان دانشکده های هنرهای دراماتیک و دانشکده هنرهای زیبا و کارمندان خود ورارت فرهنگ و هنر و برخی از علاقمندان را به حرفه دوبله فراخواند و منحر به ظهور تعدادی از گویندگان جدید گردید.

4-  اعتصاب چهارم در سال 1357 بوقوع پیوست و برخی از گویندگان بخاطر اعتراض به اوضاع انقلابی کشور و برخی مشکلات حقوقی و صنفی دست از کار کشیدند اما در نهایت با حضور اسماعیلی ، اطلسی و بازیاران در هیات تحریریه روزنامه کیهان و اعلام حمایت جامعه دوبله از انقلاب نگرانی گویندگان رنگ باخت. با دعوت گویندگان قدیمی ، برخی از هنرمندان سینما و تئاتر و رادیو نیز به دوبله آمدند.

5- در پنجمین اعتصاب و در تابستان 1383 بوقوع پیوست که گویندگان معتقد بودند افزایش 15درصدی سالیانه حقوق آنها رعایت نشده است. آنها پس از حصول نتیجه برسر کار خود بازگشتند6- در عجیب ترین و ششمین  اعتصاب ، در تابستان 1384 اختلاف اصلی بین دوگروه بود. گروه اول به سرپرستی محمود قنبری(ریس انجمن گویندگان) با علی ابوحمزه (ریس انجمن ویدیورسانه).قنبری اعتقاد داشت تا زمانی که دستمزدها افزایش نیابد هیچکدام از گویندگان اجازه کار در هیچ موسسه ای (جز فارابی و رسانه تصویری) را نخواهد داشت و ابوحمزه متعقد بود باید موافقت سفارش دهنده هم لحاظ گردد.

 

چنگیز جلیلوند در اعتصابهایی که به آنها اشاره شد در بندهای 4 و بخصوص 6 حضوری ساختار شکنانه داشت. در اعتصاب چهارم و در سال 1357 جلیلوند در کنار برخی گویندگان قدیمی (مانند فتح الله منوچهری ، تاجی احمدی ، سیروس افهمی ، محمدعلی زرندی ، حسین رحمانی ، مرتضی احمدی ، اصغر افضلی ، صادق ماهرو و چند تن دیگر) با استفاده از هنرمندانی که از تئاتر یا سینما یا رادیو به دوبله اضافه شده بودند ، در دوبله 180 فیلم حضوری چشمگیر داشتند که مشهورترین فیلمهای دوبله شده توسط جلیلوند که خود نیز در آنها حضور داشت عبارت بودند از : شعله ، دور دنیا در هشتاد روز ، سه شیطون حرفه ای ، و غازهای وحشی که جزو آخرین کارهای جلیلوند در پیش از انقلاب هم بود.در این فیلمها وی در کنار گویندگانی که بتازگی و در نبود گویندگان حرفه ای به این کار روی آورده بودند (مانند خسروشکیبائی ، اکبر زنجان پور ، مهین نثری و ... )  صحبت میکرد.در اعتصاب سال سال 1384 چنگیزجلیلوند (که خود به دعوت  موسسه قرن 21 و وعده وعیدهای آنها به ایران آمده بود) و بعنوان مسئول دوبله موسسه قرن 21 فعالیت گسترده ای در بخش دوبله فیلمها طی آن سالها داشت با این اعتقاد که " وقتی کسی میخواهد خانه ای درست کند سراغ معمار میرود نه انجمن صنفی معماران "(به این منظور که در بخش اقتصادی ، این افراد هستند که تصمیم گیرند و نه انجمن صنفی) به اعتصاب انجمن گویندگان به نوعی بی توجهی نشان داد و علیرغم دعوت انجمن از گویندگان عضو برای عدم شرکت در دوبله فیلمها ، حتی با گویندگان تازه وارد این موسسه (که با آگهی ابوحمزهدعوت به کار شده بودند) سرسختانه همکاری کرد. شهروز ملک آرائی بازرس وقت انجمن اعلام کرد با رفتار جلیلوند او از انجمن گویندگان اخراج میگردد. پس از جلیلوند ، رفعت هاشم پور و نصرالله مدقالچی هم اعتصاب را شکستند و با موسسه های دوبله و گویندگان جوان همکاری کردند. انجمن گویندگان با رای 90% اعضا رای به اخراج هر سه گوینده داد. بعدها (و پس از پایان اعتصاب) جلیلوند و مدقالچی با وساطت اعضا مجددا به انجمن بازگشتند اما رفعت پس از آن نه به انجمن بازگشت و نه به دوبله. رفعت هاشم پور پیش از آن هم با عدم پرداخت حق عضویت انجمن عملا از آن خارج شده بود .