از آن هنگام که انسان پا به عرصه وجود نهاد بدو ظلم شد. این ظلم بیشتر از طرف هم نوعش بود تا غیر هم نوع. در آغاز فیلم ده فرمان میشنویم که : ... و بشر بر بشر مسلط شد" ، این برتری جوئی ریشه در طمع آدمی و برتری جوئی داشت. عدالت (که به غلط آنرا تساوی معنی کرده اند) در برابر ظلم قد علم کرد. ظلم zoolmهموراه تقبیح میشود چه از طرف ظالم (که حتی خود ظالم هم دوست ندارد درحقش ظلم شود) و هم از طرف مظلوم. تمامی گناهان اصلی بشر (دروغ ، دزدی ، قتل ، تجاوز) همگی شاخه های درخت ظلم هستند. به حق خود قانع نبودن ، ریشه همه گناهان انسانی بوده و هست و مذمومیت ظلم ربطی به دین یا اصول مذهبی خاصی ندارد و ریشه در وجود نوع بشر است.

سوال این بود که حق مظلوم را (که بخاطر "ضعف" در برابر "قدرت" این حق را از او میساندند) چه عاملی باید قد علم میکرد؟ در آغازین روزها، "دین" وارد گود شد. بعنوان یک هادی که "حق خود را خود بازستانید". این یک اصل کلیست . اما همیشه این ابهام بوده و هست که وقتی به کسی ظلم میشود ، مظلوم فاقد توان لازم برای ستاندن حق است و اتحاد مظلومین هم به ندرت ایجاد میگردد چراکه ظالم به اتخاذ تدابیری خاص هر اتحاد که قدرت او را تحت الشعاع قرار دهد را در نطفه خفه میکند ، پس راه چاره در چیست؟ 

و قهرمانان گام به عرصه وجود نهادند. از نوع خود بشر. آنها در چالاکی ذهن و تن از سایرین سر بودند. قدرت آنها گاه اکتسابی و گاه خدادادی بود. گاه زاده میشدند و گاه "لم یلد و لم یولد" بودند . آنها توان ستاندن حق از ظالم و رد آن به مظلوم را داشتند و ظالمین هماره در برابر آنها ناتوان. اولین قهرمانان، از نوع بشر بودند. گاه مدتها در کنار آنها زندگی کرده بودند. گاه به خود آنها هم اجحاف روا شده بود و طعم خواری را خود نیز چشیده بودند. تاریخ ادبیات بشر مملو از نقل قهرمانیهای آنهاست... برخی از این قهرمانان از نوع بشر نبودند. قدرتهای آنها ماورای قدرتهای یک انسان بود. آنها گاه به کمک ابزارهائی خاص و گاه به کمک قدرت فرازمینی پا به میدان میگذاشتند. همه آنها محبوب و تحسین شده مردم بودند. یاد و خاطره این قهرمان که در ابنای بشر بصورت داستان نقل میشد گاه با غلو و بیش افزائی ، از آنها یک اسطوره میساخت. در دوره ظلم حتی امید به حلول اسطوره بزرگترین آرزوی بشر بوده و هست. اکثر ادیان ، از تائوئیسم بگیرید تا اسلام همگی معتقد به ظهور یک ناجی هستند که در آخرالزمان بساط ظلم را برخواهد چید. آنها معتقدند ظهور قهرمانان بشری هیچگاه نتوانسته است ریشه ظلم را بشکلی اساسی بخشکاند و نیاز به قهرمانی ابدی است که به کمک آفریننده جهان بر بشر سلطه یابد و ظلم را به مفهوم حقیقی کلمه از ریشه برکند.

با پیدایش سینما ، قهرمانان از لابلای کتابها و نقل نقالان به پرده سینما و صفحه تلویزیون راه یافتند. یکی از خصائص ذهن بشری اینست که وقتی اسطوره چهره ای واقعی بخود میگیرد از آن قدرت ماورایی اش در ذهن بیننده کاسته میشود. در واقع در تقابل علم با افسانه و اسطوره ، علم موفق است. چراکه واقعیت چیزیzorro-ax ملموستر است. اما آنچه باعث شد اسطوره ها همان قدرت افسانه ای خود را حفظ کنند (البته در درجاتی پایین تر) قدرت سینما بود. پیشرفتهای روزافزون جلوه های ویژه در سینما توانست قدرتهای خلاقانه و فراما بشری را به نوعی باورپذیر کند و ازین روست که بتمن ، اسپایدرمن ، آیرون من ، سوپرمن امروزه بیشتر در یادها هستند تا قهرمانهائی که هنوز از لای کتابها بیرون نیامده اند. به همین خاطر است که کودکان ما علاقه دارند چهره شطرنجی مرد عنکبوتی را روی پیراهن خود داشته باشند تا چهره رستم دستان را. به همین خاطر است که برای کودکان ایرانی آراگون و گندالف ملموستر و آشناتر از  آرش و آریو برزن و سورنا و کورش است.یکی از قهرمانان قصه ها ، شخصیتی است با نام زورو  . زورو که اگر بخواهیم انرا درست تلفظ کنیم با حرف را مشدد بخوانیم و یا بنویسم "زوررو ZORRO " اساس شخصیتی غربی نیست. اگر ویکی پدیا را بخوانید می بینید که یک ایرانی نادان در ذیل توصیف این شخصیت نوشته است : "... این قصه قدیمی مکزیکی که ... " ! چنین نویسنده ای حتی نمیداند که داستان زورو برای اولین بار از شرق و از ایران به غرب رفت. مرحوم دکتر هوشنگ کاووسی که از محققینk-changizkhan بنام تاریخ سینمای ایران و جهان است در جایی اشاره میکند که در کتاب چنگیزخان (نوشته ی واسیلی یان) که خود این کتاب در زمان دیکتاتوری کمونیستهای شوروی به رشته تحریر درآمده است، در جائی اشاره میشود که : در زمان سلطه مغولها بر شرق ایران ، سواری سیاه پوش (که هرگز هم شناخته نشد) و ایرانیان او را قره قونچر (سیاه خنجر) مینامیدند شبها به اردوگاه های مغولان میزد و تعدادی را می کشت و گاه از داشته های آنها می دزدید و به دست فقرا h-moradمی رساند... همچنین در داستان حاجی مراد (نوشته ی تولستوی) آمده است که حاجی مراد رئیس قبیله ای در قفقاز بود. پدرش را رئیس دیگری که نامش اسماعیل بود به قتل رسانده و خانواده اش را به اسارت برده بود و او همواره در صدد انتقام از اسماعیل بود. او برای انتقام به سپاه روسها می پیوندد اما روسها با دیدن سرکشیهایش او را به مرزهای قفقاز میفرستند. او در انجا طاقت از کف میدهد و از اردوگاه روسها می گریزد و با چهره ای مستور به تمام حاکمین و فئودالهای حمله میکند. حمله های او سریع و برق آساست آنچنانکه کسی یارای مقاومت یا دستگیری او را ندارد... او بعدها در منطقه قفقاز به شیطان سفید مشهور شد... چنین اساطیری که ریشه در فرهنگ شرق و بخصوص ایران دارد به یکباره توسط نویسنده ای بنام جانستون مک کالی سر از غرب ، مکزیک و لوس آنجلس درمی آورد و قهرمان نقابدار شرق با عنوان جدید زورو (یا روباه) لقب میگیرد

به عینه مشخص است که زورو با تمام قهرمان غرب توفیر دارد و همین امر غیرغربی بودن او را ثابت میکند. او نه مانند سوپرمن از سیاره ای دیگر آمده است و قدرتی فرامادی دارد ، نه مانند آیرون من به قدرت سلاحهای خود متکی است و نه مثل اسپایدرمن و هالک دارای قدرتی تخیلی است. حتی مثل بتمن هم نیست (هرچند شباهت های خاصی به او دارد) . زورو  در متن جامعه عوام زندگی میکند. او یک انسان عادی بیشتر نیست. تمام هنرش مهارت در شمشیرزنی است که هر انسانی میتواند بدان دست یابد. حتی گاه به سختی از مهلکه جان سالم بدر میبرد . اما او تیزهوش است و نیروی شمشیر در کنار هوشش از او یک شکست ناپذیر می آفریند. زورو ناچار است خود را پشت یک نقاب پنهان کند تا کسی را نشناسد چراکه مخفی گاهش زندگی میان مردم است. او ناچار است که خود را در شخصیت عادی اش فردی ضعیف و کندذهن نشان دهد تا کسی به او شک نکند. او ناچار است که از عشق بگریزد چون میداند دل سپردن، به معنی نوعی در بند شدن است. او ناچار است که به نوعی در انزوا زندگی کند تا بود و نبودش را کسی متوجه نشود.

 

 

 

آرتور جانستن(جانستون) مک کالی در دوم فوریه (و بقولی در21 فوریه) سال 1883 در ایالت ایلینوی آمریکا بدنیا آمد. از دوران کودکی او اطلاع چندانی در دست نیست. در اوایل سال 1900 رسما وارد کار روزنامه نگاری شد و اوایل با عناوین مستعاری چون رلی برین ، جورج هرینگتون، فردریک، رونا رلی (که حدس میزنند این یکی نام واقعی مادر او باشد) و ... داستانهای کوتاه می نوشت. چنان که گفته میشود وی بیش از هزار داستان کوتاه و بلند دارد. مشهورترین شخصیتهائی داستانهای او عبارتند بودند از : دلقک کریمسون، توبی تام، ستاره سیاه، نجیب زاده جنایتکار و ...اما آنچه جانستن مک کالی را شهره آفاق کرد داستانی بود که در در 5 قسمت از نهم اوت تا ششم سپتامبر 1919 منتشر کرد با عنوان نفرین کاپیسترانو . این داستان که عده ای آنرا ملهم از داستان کوتاه اسکارلت پینپرنال میدانند که شرح داستان یک اشرافزاده انگلیسی است که با یک نقاب (جهت پنهان کردن عیب چشمان) دمار از روزگار فرانوسیان متجاوز در میآورد ... شباهتهای داستان نفرین کاپیسترانوی مک کالی به اسکارلت پینپرنال (که 14 سال زودتر یعنی در سال 1905) منتشر شده بود عبارتند از: قهرمان هردو داستات شخصی بنام دون دیه گوست ،هر دو ثروتمند و هردو با هویتی پنهان. شروع داستانها همانطور که اشاره شد از سال 1919 با 5 داستان اولیه و بعد دو مجموعه دیگر (اولی در 6 و دومی در4 قسمت) و سپس قریب به شصت و اندی داستان دیگر از این مجموعه که تعداد کل داستانهای زوروی مک کالی را به 79 می رساند ( گاهی از تعدادها به 77یا 65 یا ارقام دیگر نیز یاد میشود)

 

اما واقعا چرا مک کالی مهد داستات خود را مکزیک قرار میدهد؟
در سال 1519 ژنرال فرناندو کورتز مکزیک را برای پادشاه کاتولیک اسپانیا فتح کرد. اسپانیائیها در طول 6 سال با کشتاری بی رحمانه امپراطوری آزتک این سرزمین را ریشه کن کردند چنانکه پس از آن مهاجرین اسپانیائی به سرزمین مکزیک هجوم آوردند بطوریکه امروزه قدرتمندترین مکزیکها همان بازماندگان تبار اسانیهای مهاجر این 6 قرن هستند که ثروتهائی هنگفت را از پدران خود به یادگار دارند. مابقی مکزیکیها بازماندگان آزتک و سرخ پوستان دورگه و مایاها هستند. در این سرزمین قیامهای متعددی به سبب همین طبقات مردمی درگرفته است که مشهورترینشان قیام امیلیانو زاپاتا و پانچو ویاست. پیش از این که در سینما و ادبیات ایالات متحده از مردم ستمدیده مکزیک یاد شود از مکزیکی ها مردمی قاچاقچی و دزد یاد میشد اما در اوایل قرن بیستم ورق برگشت و در حق مردم ستمدیده این سرزمین سخنها رفت. شاید به همین علت بود که جانستن مک کالی نیز در نفرین کاپیسترانو بر محوریت ظلم دست به قلم برد.

 

دون دیه گو دلاوگا جوانی خوش پوش و خوش قیافه است که ظاهرا از جنگ و نزاع تنفر دارد. او نویسنده و شاعر مسلک است و اگرچه در قصر فرمانداری زندگی میکند اما به سبب همین ترس او را تحقیر می کنند که در این بین پدر او دون آلخاندرو بیشترین نقش را در این تحقیرها دارد و دیه گو نیز درتثبیت حقارت خود می کوشد تا دیگران از هویت ذاتی او بی خبر باشند. این هویت ، کسی است که شبانگاهان با نقاب و اسبی سیاه ازدل تاریکی بیرون می آید و انتقام مظلومان بی پناه و دهقانان را از مستبدین می ستاند.... این در واقع شالوده داستان زوروست. زورو در زبان اسپانیائی/مکزیکی به معنی روباه است. روباه نیز در عرف انسانی نماد حیله ذاتی است و زورو با شخصیتی زیرک که هرگز در دام گرفتار نمی آید محبوبیت می یابد.
مک کالی در 22 نوامبر ( و بقولی 23 نوامبر) 1958 رخت از جهان بست درحالیکه سریال دیزنی که در همین سالها ساخته میشد مشهورترین و محبوبترین سریال بود.

جانستن مک کالی درکنار گای ویلیامز (بازیگر نقش زورو و دون دیه گو دلاوگا در سریال زوروی دیزنی)  .

 

zorro-tree

 

شجره نامه خانواده دلاوگا ( آبا و اجداد زورو با نام اصلی دیه گو دلاوگا) در کتب منتشره از جانستون مک کالی و فهرست فیلمهائی که از برخی دیگر از این خانواده ساخته شد

 

در ادامه ، به فیلمها و سریالهای مهمی که با موضوعیت زورو ساخته شده اند اشاره اند اشاره خواهیم کرد


با کلیک بر روی عنوان هر فیلم و یا تصویر آن ، به توضیحات مربوط به  آن فیلم یا سریال منتقل خواهید شد 

 

1920MarkofZorroعلامت زورو ( محصول 1920 آمریکا به کارگردانی فرد نیبلو و بازی داگلاس فربنکس در نقش زورو )
این فیلم ، یک فیلم صامت حدودا 90 دقیقه ای بود با 2400 متر طول نگاتیو فیلم  

 

1925don-q-son-of-zorroدون ک.(کیو) ، پسر زورو  ( محصول 1925 آمریکا به کارگردانی دونالد کریسپ و بازی داگلاس فربنکس در نقش زورو )
این فیلم ، یک فیلم صامت حدودا 170 ( و به نقلی 110 ) دقیقه ای بود درحالت نمایش 16 فریم در ثانیه

 

1936TheBoldCaballeroکابالرو   ( محصول 1936 آمریکا به کارگردانی روت ولز و بازی رابرت لیوینگستون  در نقش زورو )
این فیلم 67 دقیقه ای با هزینه 100 هزار دلار در دوره فیلمهای سیاه و سفید ، به طریقه رنگی ساخته شد

 

                  شبح سانتافه ( محصول 1936 یا 1937 آمریکا به کارگردانی جاکوز جاکارد  و بازی نورمن کری در نقش هاک شبیه زورو )
                       این فیلم ، ییک فیلم کوتاه 70 متری است

 

1937zorroridesagainزورو دوباره می تازد ( محصول 1937 آمریکا به کارگردانی جان انگلیش و ویلیام ویتنی و بازی جان کارول در نقش زورو )
این سریال در واقع اولین سریالی است که با محوریت زورو ساخته شد و بطور کل 212 به طول انجامید

 

 ZorrosFightingLegion1939لژیون مبارز زورو ( محصول 1939 آمریکا به کارگردانی جان انگلیش و ویلیام ویتنی و بازی رید هدلی در نقش زورو )
 این سریال 12 قسمتی با مجموع 3 و نیم ساعت و اسب زورو به رنگ سفید تغییر رنگ داده بود

  

markofzorro1940علامت زورو ( محصول 1940 آمریکا به کارگردانی روبن مامولیان و بازی تایرون پاور در نقش زورو )

 این فیلم سینمائی رنگی ، یک فیلم شسته رفته از داستان زوروست که در ایران هم دوبله شده است

 

zorrosblackwhip1944شلاق سیاه زورو  ( محصول 1944 آمریکا به کارگردانی اسپنسر بنت و والاس گریزل و با بازی لیندا استرلینگ در نقش شلاق سیاه یا زورو)

این سریال 12 قسمتی که در 3 و نیم ساعت ارائه شد با نقش آفرینی یک زن در نقش شلاق سیاه که شمایلی از زوروست ارائه شد

 

sonofzorro1947پسر زورو ( محصول 1947 آمریکا به کارگردانی اسپنسر گوردون بنت و فرد س. برانون و با بازی جورج ترنر در نقش زورو)

 این سریال 13 قسمتی پیش از آنکه به فیلم برگردانده شود ابتدا بشکل تئاتر روی صحنه رفته بود

 

ghostofzorro1949شبح زورو ( محصول 1949 آمریکا به کارگردانی فرد س. برانون و با بازی کلایتون مور در نقش زورو) 

این سریال 12 قسمتی که در 2 ساعت و 47 دقیقه ارائه شد ، داستان کن ماسون نوه دون دیه گو دلاوگا (زورو) است. از این سریال ، در سال 1959 یک فیلم سینمائی بطول 1 ساعت و 9 دقیقه مونتاژ و در سینماها نمایش داده شد

 

 zorro19571961زورو(ی دیزنی)  ( محصول 1957 تا 1961  آمریکا به کارگردانی هالینگز وورس مورث ، ویلیام ویتنی ، نورمن فاستر ، چارلز بارتون ، چالز لامونت ، جان مردیت لوکاس ، رابرت استیونسون ، هامون جونز و جیمز نیلسون و با بازی گای ویلیامز در نقش زورو ) 

این سریال 82 قسمتی که هنوز هم محبوبترین سریال زورو  در جهان و بخصوص ایران است در سه فصل و توسط شرکت دیزنی و با حضور خود والت دیزنی و جانستون مک کالی (نویسنده این اثر) ساخته شد

 

markofzorro1974علامت زورو ( محصول 1974 آمریکا به کارگردانی دان مک دوگال و با بازی فرانک لانگلا در نقش زورو )

این فیلم تلویزیونی در واقع ادای احترامی است به نسخه 1940 زورو  و با همان موسیقی متن و با همان نام

 

zorro1975زورو  ( محصول 1975 آمریکا به کارگردانی دوچیو تساری و با بازی آلن دلون در نقش زورو )

این فیلم که نسخه اصلی آن 120 دقیقه بود به 90 دقیقه تقلیل یافت و  شاید همین عامل، علیرغم ساختاری حرفه ای فیلم ، باعث شد فیلم به نظر بدون روح بنظر آید

 

zorro19811زورو ، شمشیر هم جنس خواه  ( محصوب 1981 آمریکا به کارگردانی پیتر مداک و با بازی جورج همیلتون در نقش زورو )

این فیلم هجوآمیز که با مایه های طنز و کمدی و  س... اکران شد ، به نوعی داستان مک کالی را مورد تمسخر قرار داد و به نوعی اثری متفاوت بحساب می آید

 

zorroandson1983زورو و پسر ( محصول 1983 آمریکا به کارگردانی پیتر بالدوین و با بازی هنری دارو در نقش زورو)   

این سریال در 5 قسمت نیم ساعته با تم های کمدی و طنز و بعضا موزیکال توسط شرکت دیزنی ارائه گردید

 

newwordzorro1990دنیای جدید زورو  ( محصول 1990 تا 1993  آمریکا به کارگردانی سان ساتلوف ، مایکل وجار ، ری آستین ، مایکل لوین ، پیتر دایموند ، رابرت مک کلوگ ، دونالد پاونسا و با بازی دانکن رجر در نقش زورو )

این سریال که در 83 قسمت و در 4 فصل ارائه گردید در واقع یک نسخه پرزرق و برق از سریال زوروی دیزنی  دهه 50 است. با این وجود هرگز به شهرت آن سریال نرسید

 

maskofzorro1998نقاب زورو ( محصول 1998 آمریکا به کارگردانی ماترتین کمپبل و با بازی آنتونی هاپکینز و آنتونیو باندراس در نقش زورو ) 

این فیلم در واقع بازگشتی شکوهمندانه به دنیای زوروست. دیه گو دلاوگا (زوروی پیشین) ، زورویی جدید تربیت میکند. این فیلم قرار بود آغازی بر یک سری سه گانه باشد

 

legendofzorro2005افسانه زورو ( محصول 2005 آمریکا به کارگردانی مارتین کمپبل و با بازی آنتونیو باندراس در نقش زورو )  

این فیلم روایتگر حوادث 10 سال پس از وقایع فیلم نقاب زورو است. اگرچه در این فیلم شاهد جلوه های باشکوه هستیم اما نقاب زورو به لحاظ پرداخت و تاثیر در رده بالاتری است